تخلیه خواسته ها

خرید بک لینک
مامان بعضی وقتا میگف منو"غصه ِ خنده گرفته"

من اون موقع ها نمیفهمیدم ینی چی؛ولی الان میفهمم.

میدونی چیه؟آدم گاهی دلش میخواد هیچی نگه.گاهی دلش میخواد بقیه بیان سمتت و ازت بخوان باهاشون باشی و وقتتو براشون خالی کنی و از این حرفا.

مثلا جای اینکه من به خیلی ها بگم فلانی امشب بیکاری؟اونا بگن مریم اماده باش داریم میایم دنبالت...یا مثلا پیام بدن و ازم بخوان کلی باهاشون خرف بزنم و... که خب اینا از اون خواسته های به گور بردنیه.

از تهران بگم...

از تنفرم به تهران.

همین دیگه،متنقرم ازت تهران.متنفر.

از دانشگاه بگم.

هممم؛دانشگاه باید سراسری باشه،دوستای خوب پیدا کنی.ادمای شبیه خودت.نه مثل اینا.دانشگاه آزاد خره:/

خب،دانشگاه از تو هم متنفرم دیگه،از خود خودت ها؛به رشتم و کارم،کاری ندارم...

ولی از دانشگاه تینا هم خوشم نمیاد که یهویی امتحان ریه رو تاریخشو عوض میکنه که تینا نتونه بیاد پیشم.

که چقدر دلم میخواست که میومد.چقدر احتیاج داشتم که میومد.

این وسط کمترین تنفرو نسبت به دامپزشکی دارم فعلا.

مثلا دقیقا الان دارم به این فکر میکنم که کاش مثلا چند نفر دلشون تنگ شه برام.دلشون تنگ شه بعد من ذوق کنم براشون...مثلا بیان پیشم و کلی حرف بزنیم از این روزگار...

مورد بدی میزان خر بودنم هست!یک دریای بی انتها.

که ناراحت میشم و میتونم ناراحت کنم و نمیکنم!خب خریته دیگه:/البته اینکه خیلی چیزارو میتونمپیش بینی کنم هم بی تاثیر نیست.خیلی واقعیت هارو که دلمون نمیخواد بفهمیم یا قبول کنیم و این چیزا...تو اصل مطلب فرقی نمیکنه.

اعصابشو ندارم شایدم.

ولی حرف مامانو حالا با پوست و استخون درک میکنم

"غصه ِ خنده"

ینی از غصه زیاد دیگه میخندی

ینی وسط خنده ها یهو غصت میگیره بغض میگیره گلوتو فشار میده و قورتش میدی...

شاعر میفرمایند ک :خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است*کارم از گریه گذشتست،بدان میخندم...

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52

صفحه بندی