دلم برات
تنگ شدهکاش میشد پیشم باشی.
که سرد باشد و دستامو بگیری و قدم بزنیم.
که سوز بیاید ،بغلم کنی و من سرمو بالا کنم و نگات کنم و تو بخندی و سرمو ببوسی.
دلم تنگ شده که نازم بدی و قربون صدقه هم بریم...
دلم برات
تنگ شدهدلم برای قدم زدن کنارت تو این هوای سرد
تنگ شده.
دلم میخواد باهات قدم بزنم کل ولیعصرو...
حرف بزنیم؛نگاه کنیم؛بخندیم
سخته دیگه باهات تلفنی حرف بزنم.
صداتو میشنوم بغضم میگیره...
دلم یه عالمه برات
تنگ شده جانِ دلم. حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...
ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 36
تاريخ: دوشنبه
22 بهمن
1397 ساعت: 18:30