ارغوان گوش میدم؛
آییی...ارغوان؛ این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید
ارغوااان ارغوااان
تو بر افراشته باش؛ تو بخوان نغمه ی ناخوانده ی من...
تو بخوان...
این دفعه هم قدرت مبارزه ندارم.ساکت میشینم گوشه ای تا پرتم کنن بیرون و بدون حرفی اضافه میرم سراغ ادامه ش...که متاسفم برای این مریم!
حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 39